درخواست همراهی و تعاون جهت ساخت مستند تحت وب

:: درخواست همراهی و تعاون جهت ساخت مستند تحت وب

با سلام به همه همراهان گرامی

جهت ساخت یک مستند تحت وب

...

لطفا هر گونه اسنادی که در مورد امام حسین (ع)، زندگی مبارک ایشان و قیام بر حق و مظلومانه ایشان در دست دارید،

هر گونه تصویر، لینک، فیلم ساخته شده، احادیث معتبر و مستند.

و یا راهنمایی که به کار بیاید

دریغ نفرمایید.

با تشکر

با التماس دعاء خیر

و آرزوی توفیق روز افزون برای شما


جهت ارسال هر گونه مطلب از بخش نظرات و همچنین صندوق بیان استفاده فرمایید

خاطر نشان می گردد مطالب کارآمد جهت این امر حتی المقدور با ذکر نام یا وبلاگ شما منتشر خواهد گردید

تشکر مجدد

نویسا

منبع : ایرانودرخواست همراهی و تعاون جهت ساخت مستند تحت وب
برچسب ها : گونه ,مستند

اولین سال درگذشت پدر مهربانم...

:: اولین سال درگذشت پدر مهربانم...

سلام.

از دوستان بیانی تقاضمندم که هر کدام از شما به یاد ایشان و همه جانبازان دیگری که از دنیا رفته اند، صلواتی عنایت فرمایید و طلب آمرزش فرمایید.

بنده نیز به نوبه خود برای عزیزان از دست رفته شما صلوات و فاتحه می خوانم.

به امید اینکه رحمت و مغفرت الهی شامل حال همه ما و ایشان گردد.

به خواست خدای مهربان، امسال توانستیم با ویزای انفرادی نائب الزیاره همه دوستداران زیارت مولا امیر المومنین و امام حسین علیهما السلام باشیم. 

و با این نیت زیارت دلنشینی نصیبمان گشت.

 البته ماجرای سفر انفرادی مفصل است و اینکه چگونه ویزا گرفته شد. چگونه یک سفارش مشتری انجام شد و فرصت سفر هم فراهم شد و به خواست خدا با هزینه بسیار اندکی راهی سفر گشتیم و نیز چگونه آنجا دوستان در عراق و در نجف اشرف و در راه کربلای مقدسه میهمان نوازی عالی به جای آوردند.

آشنایی با سید گلپایگانی عزیز و صحبتهای ایشان و همراهی ایشان که البته لینک وبلاگ بیان ایشان هم در لینکها موجود است...

و باقی خاطرات مسیر سفر... از جمله شای شیرین ایرانی که مردم عراق در راه به زائران تعارف می نمودند.

ای کاش میشد با خانواده و همچنین پدر عزیزم که نزد خداست، همراه می بودم.

اما راضیم به رضای خدا...

این مطلب را فرستادم تا بلکه به خواست حق، هم از شما دوستان دعای خیر جویا شوم و

نائب الزیاره پدر مرحوم و عزیزم نیز بودیم. 

و این دعا را نیز داریم که همه مشتاقان نصیبشان گردد چنین لحظاتی معنوی و دلنشین.

لحظه زیارت حضرت عباس (ع) لحظه ای که اگر دست بر قلب می گذاشتی قلبت را در دستت حس می کردی...

کاش زیارت قبول گردد و البته ای کاش باز هم تکرار گردد. کاش...

محتاجم به دعایتان و دعاگویتان هستم.

هوای یکدیگر را در ای دوران خاص بیشتر باید داشته باشیم.

توکل به خدا



منبع : ایرانواولین سال درگذشت پدر مهربانم...
برچسب ها : ایشان ,زیارت ,گردد ,دوستان ,خواست ,نائب الزیاره

آنچه صهیونیستها می پسندند... بردگی انسانیت در چنگال وحشت و خود بزرگ بینی و تکبر قاتلین

:: آنچه صهیونیستها می پسندند... بردگی انسانیت در چنگال وحشت و خود بزرگ بینی و تکبر قاتلین

صهیونیست ها حتی به بردگی خود امریکا و کارکنان و کارمندان و سربازانش اکتفا نمی کنند.

برنامه آنها این است که از بالا به پایین سراغ ملت ها بروند.

مردم دنیا اگر جلوی این ظالمان را نگیرند خودشان لطمه خواهند خورد.

ابتدا سمی خوشمزه برای سرخوشی به سرمایه داران و زورمداران تزریق شده تا با سرخوشی و سرمستی
در دام های کلان این موجودات کثیف بیافتند.

کاری که شیاطین صهیونیست انجام می دهند فقط جذاب نشان دادن چیزهای بد است.

از کوکایین گرفته تا قتل و آدم کشی

اما برای هر کدام یک لغزش را سرمایه خود نموده اند.

صحنه بالا صحنه مورد علاقه آنهاست.

برای مبارزه با صهیونیست باید با شهوت پرستی مبارزه کرد.

همان طور که آنها برای مبارزه با انسانیت به نفسانیت و شهوت پرستی اتکا می کنند.

همان کودکی که برای تفریح و کیف کردن به خوراکی و شکم دوستی رجوع می کند و از حقایق خلقت بی خبر می ماند...

روز به روز چاق تر و با خوراکی های جدید آشنا تر می شود...

اما از دردسر آگاهی فراری تر و خسته تر می شود...

راه آزادگی را راه سخت و وحشتناک و پر از جنگ و خطر می بیند

اما راه کلک زدن و دروغ را در فیلم ها و واقعیت راه آسان تر و بدون مشکل تر و فراهم تر و عمومی تر می بیند.

این هدف برنامه ریزی شده دشمن است.

دشمن حتی ورزش را یک کار بی فایده و خسته کننده نشان می دهد

و حتی آنرا برای زیبایی اندام و فرار از چاقی به عنوان یک ابزار زیبایی مثل بقیه دارو ها و کرم ها نمایش می دهد...

در صورت تمایل به ادامه این مطلب نظر خود را برای کمک فکری و پشتیبانی بیان فرمایید

منبع : ایرانوآنچه صهیونیستها می پسندند... بردگی انسانیت در چنگال وحشت و خود بزرگ بینی و تکبر قاتلین
برچسب ها : مبارزه ,صهیونیست ,برای مبارزه

در نکوهش پریشانی

:: در نکوهش پریشانی
وقتی دلم میشکنه
تو غصه های بی در و پیکر

در اصل این دلخوشی و این دلسوزی ها دیگه به دردم تسکینی نمیده
وقتی به لحظه مرگ فکر می کنم
که اطرافیانم میان سراغم
و دربارم قضاوت میکنن
اینکه: نگاه کن انقدر نتونست تا مرد
عجب آدم خسته ای بود
راحت شد
حالا یه خواب راحت میکنه
یکم یاد مرگ دلم رو زنده میکنه
اینکه اون موقع پیر باشم یا جوان خیلی برام فرقی نمیکنه
موضوع اینه که اون آدم من هستم
و زندگی من حتما ادامه خواهد داشت
همونطور که اینجا صبح ها دوباره بیدار میشم
و دست و صورتمو میشورم و سعی میکنم دوباره سر پا وایسم
اینکه یادم میاد دیروز چه روزی بود و چه شد
بعضیا یه جوری اینو مخفی میکنن که یادشون بره
یه جور بد
اما اینو با هیچ دودی نمیشه مخفی کرد
ادامه داره
همون طور که یه روز دیدم شروع شد
و نمیدونستم چطوریه که همش ادامه داره
تموم نمیشه
دیدم به نفعمه زنده باشم
و خوب زندگی کنم
دیدم خیلی چیزا دارم که خیلی ها ندارن
و من برای خودم نفس کشیدم
برای خودم یه نفس داشتم که میتونست به جای دود های آزار دهنده
حاوی ذکر های یاری جوینده باشه
و این ممکنه
منبع : ایرانودر نکوهش پریشانی
برچسب ها : خیلی ,اینکه ,برای خودم ,ادامه داره

عصر جاهلیت (بخش نخست)

:: عصر جاهلیت (بخش نخست)

جالبه که در حال حاضر با اینهمه ادعای ‌پیشرفت علمی اما نوعی از همان علاقه به انرژی سنگها رو دارن تبلیغ میکنن که تو عصر جاهلیت بوده. میگن بعضی سنگها باعث افزایش رزق و ثروت میشن!! بعضی هاشون برای درمان دردهای لاعلاجن و غیره.‌.. یا در مورد انرژی کائنات و تاثیر ستارگان و ماه میگن. اینکه شما متولد ماه بهمن باشید در اینکه سرنوشت شما را موقعیت خورشید چگونه رقم زده موثر  بدانند صحیح نیست..

فقط این را دقت کنند که:

انرژی امواج پیرامونی سنگ ها و ستارگان نه تنها نمی تواند ذره ای بر خلاف خواست خالق یکتا عمل کند، بلکه خود کره زمین و خورشید و تمام انرژی ها مخلوق خدا هستند و همگی در حال ستایش و فرمانبرداری و عبادت حق هستند.

منبع : ایرانوعصر جاهلیت (بخش نخست)
برچسب ها : انرژی

ایمان به حقایق ... (مهم)

:: ایمان به حقایق ... (مهم)
 اینکه "واقعا" به مطلبی بسیار مهم ایمان داشته باشی
اینکه همه چیز در عالم به خواست و اراده خداوند موجود است
و تو واقعا همه چیز افکارت را بر اساس این ایمان شکل داده باشی
ابن واقعیت که خداوند در هر لحظه تو را می بیند و به اراده او موجود هستی
مثلا اینکه گزارش اعمالت به دست امام زمان (عج) می رسد
اینها را آنقدر مومن باشی
که حاضر باشی برای رضایت خداوند حتی لحظه ای به گناه فکر نکنی
اینکه کلیه احساساتت بر اساس این حقایق شکل بگیرد
غصه هایت از رنج تنت نباشد
بلکه از نارضایتی صاحب اصلی آن بترسی
و تو هر لحظه زنده باشی
نه برای ادامه حیات خودت
بلکه برای ادامه بندگی صاحب و خالق این جسم و روح
اگر این ایمان فراتر از کلمات و مخیله تو باشد
چه می شود..
ما روح خودمان را نه می بینیم و نه میشناسیم
اما می دانیم که ما در اصل همان روح هستیم
حالا خالق آنرا می بینیم
اینکه انرژی اجسام را نمی بینیم اما تاثیرش را می شناسیم
این همه کلام را جفت و جور می کنم
تا خودم بفهمم چقدر نمی دانم
و هر چه می نویسم
به غیر اراده او یک شکر نخواهم توانست که بنویسم
اما تنها می توانم ذکر گفته باشم
بلکه قلبی آرام گیرد
بلکه گناهی از من ببخشد
بلکه پله ای طی کنم
بلکه راضی باشد
به برقی که مصرف می شود
و وقتی که به من هدیه داده است
بلکه او باز هم سعادتش را به من ببخشد
هر چند حقیرم و ناچیز
در پیشگاه جلال و جبروت حق
و من مانده ام آنچنان در شگفتی و حسرت این چنین عظمتی که به چشمم می بینم
اما شیطان به عمرم مرا بازی ندهد
تا بمانم در حب و بغض دنیا
و طردم کند از خودم
که اوج خواستنم
خواستن حقیقت و کمال و زیبایی
و بندگی
...
باشد که خدا من را هم اینک ببخشد
و از شر شیطانم خلاص کند
و به پروازی در ملکوت اشیاء بگماردم
و زندگی را برایم از عالم خویش
به عالم خویش برد
باشد که بخواهد
که خواسته اش
شدنیست
و تا بخواهد شده است
آنچه به حق است
و رحمت او به کمال است
به حقانیت و زیبایی
کاش
که حقّ جاوید
بخواهد
دنیا را دیدم
و فهمیدم که هیچ یک از مخلوقاتش را
برای حتی یک لحظه نافرمانی او 
نتوان دوست داشت
منبع : ایرانوایمان به حقایق ... (مهم)
برچسب ها : بلکه ,باشی ,لحظه ,اینکه ,ایمان ,بخواهد ,عالم خویش ,برای ادامه

از فرهنگ تا اکسیژن

:: از فرهنگ تا اکسیژن

 توی دنیای مردم شهر که قدم می زنی

هر که یک اوجی را برای خودش در نظر گرفته

اما این یکی خیلی جالبه

اینکه بعضیا

یه جلوه گری رو اوج جوانی و اوج زندگی خودشون میدونن

این رو تزریق کردن

تو مخ جامعه

که اگه یه طوری باشی دیگران مات و مبهوت جلوه گریت بشن

این دیگه اوجته

تا جایی که یه زن خانه دار که نمیتونه این کارو تو خیابون انجام بده

دلش قنژ بره

و فکر کنه از لذت دنیا بی بهرست

این اوج یا همون فر و کمال طلبی توی جلوه گری

طوری قراره هماهنگ جا بیوفته که موندگار و پایه ای بشه

طوری که همون مردمی که عمرشون رو صرف دیدن فیلم و بازی و غیره کردن

کم کم با همین معیار سنجیده بشن

اگه خوب زرق و برق چشم نوازت دیگرانو مبهوت نکنه

میری جزو دسته های کناری

موضوع اینه که این نوع جوامع پوک هستن

چون اندیشه های خوبشون رو که با این معیارهای جفنگ می سنجن

نمیتونن درست درک کنن

این جوامع دانش رو در ساختن برج و بارو میبینن

انسانیت و کمال انسانیت رو در جذابیت ظاهر

طوری میشه که پیر تر ها طرد میشن

جوانها حسابی سرگرم میشن

و لذت ها بی سر و ته

همه چیشون مجازی میشه

حتی حرفهاشون تظاهر میشه

تظاهر به چیزی که نمیدونن چیه

اما میدونن به خوبی شهرست

خب تهش میشه یه چیزی مثل فرانسه

جوانهای درگیر

که باید برای ادامه بقای دنیویشون بردگی کنن

بسیار و بسیار

تا مطرح بشن

انقدر درگیر بشن تا خیلی چیزا رو فرصت نکنن ببینن

مثلا اینکه اصلا این لذت زندگی برای چی هست

آیا هدفی هست؟

اینکه هر بار از خوردن لذت میبرن

و دوباره گرسنه میشن

و این خوردن هایی که بدن رو تغذیه میکنه

برای چیه

در نهایت برای مرگ؟

یا برای ابدیت

چرا خدا اینها رو هدیه کرده؟

که به اوج سیری برسیم؟

و بعد هم بمیریم؟

با هم بجنگیم تا جامعه پایدار بمونه

بعد دوباره صلح کنیم تا پایدار بمونیم؟

این همه ماجرا

روی یک کره با این وسعت

داره دور خورشید نورانی پیش میره

که فقط یک کوچولو از دنیای قانونمند و بزرگیه که خدا خلق کرد

موضوع خیلی مهم تری هم در جریانه؟

هوایی که در اون زندگی میکنیم

دریایی از اکسیژن

که ما نمی بینیم اش هرگز

اما برای تنفسش یک ریه داریم

برای جابجاییش در خون گلبولهای آهنین داریم

و اما تصور برخی این است که این اکسیژن نامرئی همینجوری یهویی پدید اومده

تا ما تنفس کنیم و همینجوری بمیریم...

چی بگم !

امّا

پرندگانی هم هستند که در اون اوج میگیرن

و مثل ماهی در این دریای نامرئی همچون آب شناورند

پرندگانی با استخوانهایی تو خالی

که فرهنگ پرواژ و زندگی دارند

فرهنگ عشق و خانواده

باید ببینی وقتی پرواز را به جوجه اش می آموزاند

به اذن خدا

و البته جوجه ای که خودش در سرما با بدنش گرمش کرده

و خودش با دهان خودش غذا به او می خورانده

به این انتظار تا خلقتش تکمیل شود

و در زمان مقرر پرواز را با حوصله بیاموزد

از عقاب تا مرغ مگس

...

منبع : ایرانواز فرهنگ تا اکسیژن
برچسب ها : طوری ,میشه ,خودش ,زندگی ,ایژن ,فرهنگ

طریقه حذف نشان برخی دنبال کنندگان

:: طریقه حذف نشان برخی دنبال کنندگان

کد ذیل را در قالب css خود اضافه فرمایید:

a[href*="http://id.blog.ir/"] {display:none;}

و به جای http://id.blog.ir

در کد بالا نشانی سایتی که شما را دنبال کرده و شما مایل به نمایش نشان آن نیستید را بنویسید.

این کد کمک می کند تا نشان و نشانی سایتهایی که وب شما را دنبال نموده اما مایل به نمایش آن در جعبه دنبال کنندگان خود نیستید در جعبه دنبال کنندگان مخفی شود.

با این روش نشان اون فرد خاص از جعبه دنبال کنندگان حذف خواهد شد.


البته در بخش نظرات هم آواتارها را می توان با روشی مشابه حذف نمود که در ذیل می آید:

img[src*="//id.bayan.ir/bayan/profile/avatar/AVATAR_ID/"] {display:none;}

هر گونه سوالی داشتید در نظرات بفرمایید.
با سپاس

منبع : ایرانوطریقه حذف نشان برخی دنبال کنندگان
برچسب ها : کنندگان ,نشان ,solid ,left ,border ,دنبال کنندگان ,جعبه دنبال ,{display none ,solid 09ff1b ,border right ,جعبه دنبال کنندگان

صدای کره زمین در فضای منظومه شمسی [توسط کاوشگر فضایی حاضر در فضا]

:: صدای کره زمین در فضای منظومه شمسی [توسط کاوشگر فضایی حاضر در فضا]

وعده قرآن در مورد رفتن انسان به فضا

منبع : ایرانوصدای کره زمین در فضای منظومه شمسی [توسط کاوشگر فضایی حاضر در فضا]
برچسب ها :

از شخصیت تا احساس (مقدمه)

:: از شخصیت تا احساس (مقدمه)

رنگین کمان هستی انسان

چه از افق حیات در زمین

و چه از افق شخصی

و چه از افق ماندگار عوالمی که طی خواهد نمود

بسیار خوشرنگ و جذاب و خواستنی است

اما همه چیز او معیار و اندازه دارد

چه احساس و درک او باشد

و چه ملکوت و داشته هایش از عوالم مختلف

نکته بسیار جذاب برای انسان که البته به همراه درک بسیار به او عطاء شده است

همین شخصیت و جدا بودن او از محیط مخلوق و مصنوع اطرافش هست.


اینکه او از ابتدای آعاز زندگی اش در میان تاریکی های مخلق بدن

در همان زمانی که خداوند تک تک سلول های بدن او را جداگانه ایجاد می نمود

و سپس روح را بر جسمش می دماند


تا همینک که به خوبی سالهای سال را به خاطر سپرده و زندگی را آموخته

و اختیار این جسم را به طور کامل پذیرفته


این سیر برای او جدای از دیگران طی شده است.

صدایی که او می شنود مخصوص خود اوست.

برای بقای این جسم تلاش می کند و به اختیار آن را مراقبت می نماید


اینکه یک انسان این طور اختصاصی و جداگانه زیست می کند.

آنهم به این صورت پیچیده.

اینکه خودش جهت نور را برای چشمانش مشخص کند تا آنچه خودش لازم می داند را ببیند.


این ها همه تا جایی که نفس او مرز بندی خاص خودش را از دیگران تعیین می کند

به خواست پروردگار اوست.


اینکه می تواند برای بعد از مرگ خود نیز تصمیم بگیرد.

و اینکه بداند اینقدر برای او تصمیم گرفته شده است تا خودش انتخاب نماید.


(دعا می کنم بتوانم ادامه دهم و نکات بسیاری هست...)

منبع : ایرانواز شخصیت تا احساس (مقدمه)
برچسب ها : اینکه ,خودش ,انسان

آرامش هست

:: آرامش هست

 اگر خودت بخواهی

آرامش هست

این استرس ها و نارضایتی ها

از جانب خود ماست

وقتی در یک جایی آرامشت را گم می کنی

یا ناراضی هستی

دلیلش برداشت توست

وقتی بدانی به یک دعا همه چیز آرام می گیرد

این باور

چون واقعا حقیقی است

و حقانیت دارد

تو را آرام خواهد کرد

اما عده ای از اینها محرومند

چون نمی توانند باور کنند

تا حدی که آرامش را گم می کنند

و این ماجرا

پایانی خوش ندارد

...


منبع : ایرانوآرامش هست
برچسب ها : آرامش

آفرینش زنبور (یک سامانه پیشرفته) از عصاره ی گل ها

:: آفرینش زنبور (یک سامانه پیشرفته) از عصاره ی گل ها



دریافت
مدت زمان: 1 دقیقه 8 ثانیه 

منبع : ایرانوآفرینش زنبور (یک سامانه پیشرفته) از عصاره ی گل ها
برچسب ها :

آرامش را باید آموخت

:: آرامش را باید آموخت

 باید همچون چشمه جاری باشی

و همچون قلب بتپی

به سان خورشید بتابی

و چون چشمه بجوشی

همچون آفتاب گرم باشی

و چون درخت سایه افکنی...

همچون چشم ببینی و چیزی نگوئی

چنان گوش بشنوی و سکوت نمائی

چون پوست زخم هایت را و دردهایت را در خودت حل کنی

اما همچون زبان که زندانی دندانهای استخوانیست

اگر بخواهی کلامی بگویی

باید دانش تکلم از مغز آموخته باشی

همه چیز را که کنار هم میچینی می شود آرامش

به شرطی که به زبان درد سخن نرانی

زبان درد همیشه تلخ و خبرش آزار دهنده تر از خودش است

تعادل با تفکر حاصل شده

اگر دردی را چاره ای نیابی

خود بیچارگی از درد دردناک تر است

چاره را باید از او خواست

که درد را برای آگاهی آفرید

(در دست تکمیل)

منبع : ایرانوآرامش را باید آموخت
برچسب ها : همچون ,زبان ,باشی

برای همه لبخند (امر به معروف)

:: برای همه لبخند (امر به معروف)

وقتی برای خارجی ها می خواهیم دین را تبلیغ کنیم به آنها گل تقدیم می داریم
لبخندی بر لب داربم
عطری بر تن داریم
لباسی پاک و ساده و تمیز
رفتاری ملایم و متین
اخلاقی خوش
زبانی نرم
و دلی پر مهر
و حتی زبان انگلیسی را فولیم

اینها را برای خودمان هم انجام می دهیم؟
آقایان برای آقایان
خانمها در مورد خانمهای دیگر
با اخلاقی متین
و با خضوع به عنوان یک بنده خدا
بیاییم پیروان دین الهی را معرفی کنیم
و اگر بد حجابی هست نشان دهیم که او هم می تواند اینقدر خوب باشد
با حیاء بیشتر

این را باید اجراء کنیم
مردم بدانند با همین ها می شود امر کرد
به معروف
به حیات طیبه
به زندگی خوش
به آنچه خدا می پسندد

امّا من
باز هم سعی می کنم
این مطلب را ویرایش کنم

من دیده ام که برخی به این تصور که
خوش اخلاقی زیاد ممکن است روی برخی را زیاد کند...
ممکن است کمی احتیاط کنند
همین دوستان
من دیده ام که
مواردی بوده در فکر شهادت در میدان جنگ بوده اند
خب اینجا میدان است
تیری از تیر زبان و چشم تیز تر و کاری تر؟
شهادت می خواهی
این میدان شهادت
شهادت به معنای گواه بودن بر حق
با لبخند و صبر
آنوقت است که شهادت را با جان و دل می بویی

این میدان جنگ است
و تو یک افسر جنگ نرم

آنقدر خوب باش که بتوانی معروف شوی به حیات طیبه
و آنوقت همه جذب می شوند
کیست که از بهشت و بوی خوشش بیزار باشد

منبع : ایرانوبرای همه لبخند (امر به معروف)
برچسب ها : شهادت ,میدان ,معروف ,اخلاقی ,کنیم ,حیات طیبه

مدعیان دانش، متحیّر در آفرینش یک تخم مرغ مانده اند... + فیلم

:: مدعیان دانش، متحیّر در آفرینش یک تخم مرغ مانده اند... + فیلم
واقعا برای موجودی که به حیات دنیا عادت کرده باشد
و همه چیز برای حیات او مهیا شده باشد
آنهم در گوشه ای از فضا
در اطراف جهانی از آتش
و البته در میان موجی از آب و هوا
خب البته برایش ممکن است خیلی سخت باشد
باور اینکه همه چیز اینگونه هدفمند برای او آفرینش شده باشد
تا چه اتفاقی بیافتد؟
بخوریم و بخوابیم و کیف کنیم
و به خاک برگردیم؟


یا موضوع آفرینش هدفمند بسیار بسیار مهم و عظیم است؟
چیزی که انسان هرگز نمی تواند به عقل سالم انکار کند...
وجودی خالص که به خواست پروردگار و در میان فضا به تسخیر انسان در آمده
و تنها یک گوشه کوچک از خلقت است
و تمام نشدنیست
فقط یک نگاه ساده کنیم
تمام موجودات زنده حتی استخوانهایشان و حتی مغز و دیواره های رگهایشان از سلول ها
و بنا بر یک کتابچه مهندسی بسیار پیشرفته (DNA) به صورتی پیشرفته رشد می کنند
ترمیم می شوند، بازرسی می شوند...
تولید می شوند... از میان می روند...
به گونه ای که حتی پروسه حذف آنها هم توسط خودشان انجام می گیرد...
کمی دقت مسلمانی اگر باشد...
متوجه موضوعی خواهیم شد...
حتما طواف خانه خدا را دیده اید و می دانید که یکی از بزرگترین و مورد قبول ترین عبادات است
حتما دقت کرده اید که این اوج بندگی و تسبیح فیزیکی یک بنده است...
حتما دقت دارید که اجزای بدن نیز دارای اتم هایی هستند که
در آنها الکترون ها به نوعی حرکت چرخشی مشغول هستند...
در بدن انسان هم گردش خون به دور قلب هست.
(که البته می دانید قلب انسان چه جایگاهی نزد خالقش دارد.)
و این چرخش ها نوعی تسبیح محسوب می شوند.
البته نیت موجودات برای ما خیلی قابل درک نیست...
اما ما خودمان را که درک می کنیم.
ما یک نیت و اعتقاد قوی لازم داریم.
جهان به این باورها نیاز دارد.
بسیاری انسانها هستند در عالم مسیحیت و غیره
که باور به خدا را می خواهند ترویج کنند
اکنون زمان تقابل باورهای درست با توهمات ضد دین است...
جهان باید به پا خیزد برای صلح و دوستی و اعتقاد به حقیقت
اینکه اینچنین متحیر شده اند در دنیا
آنهایی که قرنها بر طبل خود کوبیده اند و
در این زمان که دینداری در اولویت خواسته های مردم جهان است
منبع : ایرانومدعیان دانش، متحیّر در آفرینش یک تخم مرغ مانده اند... + فیلم
برچسب ها : انسان ,البته ,حتما ,جهان ,شوند ,کنیم

بازیابی رمز عبور ویندوز هفت (How to Reset Your Forgotten Windows Password the Easy Way

:: بازیابی رمز عبور ویندوز هفت (How to Reset Your Forgotten Windows Password the Easy Way

Forgetting your password is never any fun, but luckily there’s a really easy way to reset the password. All you need is a copy of the Windows installation disk and one simple command line trick.

RELATED ARTICLE
How to Reset Your Forgotten Password in Windows 10
We’ve all done it before. You sit down to log into your Windows machine, type in what you think is... [Read Article]

Note: If you are using Windows 10 and a Microsoft account, you’ll need to reset your password a different way. The problem is that with Microsoft accounts, your password actually has to be reset on their servers instead of only locally.

Resetting Your Forgotten Windows Password

Boot off the Windows disk and select the “Repair your computer” option from the lower left-hand corner.

image

Follow through until you get to the option to open the Command Prompt, which you’ll want to select.

image

First you’ll want to type in the following command to backup the original sticky keys file:

copy c:\windows\system32\sethc.exe c:\

Then you’ll copy the command prompt executable (cmd.exe) over top of the sticky keys executable:

copy c:\windows\system32\cmd.exe c:\windows\system32\sethc.exe

image

Now you can reboot the PC.

Resetting the Password

Once you get to the login screen, hit the Shift key 5 times, and you’ll see an administrator mode command prompt.

image

Now to reset the password—just type the following command, replacing the username and password with the combination you want:

net user geek MyNewPassword

image

That’s all there is to it. Now you can login.

Of course, you’ll probably want to put the original sethc.exe file back, which you can do by rebooting into the installation CD, opening the command prompt, and copying the c:\sethc.exe file back to c:\windows\system32\sethc.exe.

منبع : ایرانوبازیابی رمز عبور ویندوز هفت (How to Reset Your Forgotten Windows Password the Easy Way
برچسب ها : password ,your ,windows ,command ,reset ,you’ll ,command prompt ,your password ,your forgotten ,reset your ,sticky keys ,forgotten windows password ,your forgotten windows

زنده ام و برای مرگ مینویسم

:: زنده ام و برای مرگ مینویسم

سلام

سالها نگران بودم از اینکه بیایی و من دستانم خالی باشه

تو بیایی با همه شدتت

با همه در بر گیرندگی ات

و من آنقدر گناهانم را دور خود چیده باشم که...

خجالت زده بروم

آنقدر چشمانم خیره به دنیا شده باشد که با دیدن حقیقت نتوانم طاقت بیاورم

اینکه برایم صحنه های وداع سخت و دلگیر شوند

خیلی عجیب است

همیشه امید هست

اما دنیا هم فریب های خودش را دارد

دنیای خواسته های نفسانی

میدانم که موقع خواب هر شب خودم به قبر خودم پا میگذارم

اما میدانم که این مرگ بازگشت به دنیا دارد...

اگر در آن عالم و آن لحظه طولانی مرگ

از من بپرسند تو که چندین بار هر شب مردی و صبحش بیدار شدی چه کردی؟

حالا التماس برای برگشتن نکن...

این هم می شود مثل همان بازگشت ها...

تو که چیزهایی در خواب دیدی که میدانستی اشاره به حقایق است...

آیا باور کردی؟

حالا این هم می خواهد بشود مثل آنها؟

حالا دیگر موضوع فشارهایی روحی است...

بعد از آن فشار جسمی جانکاه که به کل جسم را متلاشی کرده...

حالا نوبت روح است که پاسخ دهد...

روح که در تجرد به سر می برد...

که از عالم خاص و بالا است

چه دارم که بگویم؟

کدام حق نا حق شده را می توانم برگردانم؟

کجا را می توانم انکار کنم؟

کدام روز را می توانم دوباره داشته باشم؟

حالا برای همان یک لحظه خواب آرام دنیا حاضرم از جان بگذرم

بیایید برای هم دعا کنیم

سالهاست شاهد سیر شدن ها و گرسنه شدن های این شکم هایمان هستیم

سالهاست که یقین را می جوییم اما دلمان را گاهی دنیایمان می برد

خیلی وقتها نمیدانیم چگونه به رضای الهی نزدیک شویم

و در دنیا محو می شویم تا روزها بگذرند

بسیاری از لحظات خستگی ها و کسالت ها نمیگذارند

اینها سلب توفیق می کنند

البته همه وسیله هستند

یک جاهایی باید برای خلاصی از اینها یک توسلی کنیم

به کتاب حق

به اهل البیت پیامبر (ص)

اما شیطان اینجور جاها با لشکر نادانی به سراغمان می تازد

احساس گنگ نادانی را سعی می کند به ذهن خسته ما نفوذ دهد

باید در این لحظه صلوات فرستاد

چون ما بسیار ضعیفیم در برابر حیله های دنیا

اما توکل کنیم

پناه ببریم به خداوند عزیز قهّار

روح ما نه گرسنگی بردار است و نه تشنگی بردار

و اما لحظه لقاء الله

چه شیرین است

حتی اینکه میبینی به سمت عدالت است همه چیز

اینکه به تو هرگز ظلمی نمی شه

هر جای دنیا رنجی کشیده ای

جبرانی هست

هر جا غر زده ای محرومیتی هست

اینکه به خلایق برگزیده خداوند توسل کنی

آنها هم چیزی جدا از مخلوقات خود خدا نیستند...

اما بهترین خلایق هستند ائمه اطهار علیهما السلام

ما در دنیا نتوانستیم درست ایشان رو پیروی کنیم

وگرنه چون به خواست خدا هدایت شده اند...

هیچ ظلمی نمی کردیم

هیچ بد اخلاقی نمی کردیم

هیچ رنجشی ایجاد نمی کردیم

...

حالا موقع آن شده

هم اکنون تصور کن این خواب امشب، خواب مرگ باشد (دور از جان شما)

همین الآن هم نمی توانیم خیلی چیزها را جبران کنیم

خیلی چیزها هست

اما می توانیم کمی به اخلاص و حقیقت فکر کنیم و آنرا بیشتر باور کنیم

می توانیم بپذیریم که قلب ما می تپد، مغز ما میبیند و میشنود،

ما به صورت موجودی مجرد موجود هستیم

فوق العاده مملو از نیازیم

عاشق عروج و پیشرفتیم

و ما بدون اینکه خودمان به یاد بیاوریم به خواست او خلق شده ایم

او که همه چیزهای دیگر را هم خلق کرده است

و روزی ما را در همه مراحل رسانده است

او برای همه ما به عدالت لطف نموده است

و اکنون ما را لحظه به لحظه زنده نگاه داشته است

او برای ما کافی است

برای هر کدام از ما کافی است

و فقط در همان حدی که می فهمیم می توانیم بدانیم که اوج خواسته هایمان برای او لحظه ای است

از همه چیز شیرین تر دانایی نسبت به اوست

نمی توانم از این جسم دنیایی ام توقع داشته باشم اینها را خوب درک کند

فقط می خواهم از گناه بپرهیزد

تا خودش در آرامش و لذت پاکی سهمی ببرد

و آرام گیرد.

منبع : ایرانوزنده ام و برای مرگ مینویسم
برچسب ها : لحظه ,کنیم ,اینکه ,حالا ,خواب ,خیلی ,خیلی چیزها ,کردی؟ حالا

تکبر، منشی که همواره با خود پرستی یاد می گردد

:: تکبر، منشی که همواره با خود پرستی یاد می گردد

بدترین صفت یک انسان چه چیز می تواند باشد؟

کدام صفت زشت است که داشتنش مقدمه ای برای رذالت های دیگر و حرص و طمع و ریا و گمراهی هایی اینچنین است؟

آیا فرد متکبر و خودخواه هرگز متوجه راه درست و جذب به آن خواهد شد؟

مثلا شیطان رجیم چرا اینچنین سرنوشتی یافت؟

یا بشر چگونه می تواند از گمراهی نجات یابد؟

آیا با وجود کبر و خودخواهی می تواند دل به مسیری غیر از آمال نفسانی تن خود دهد؟


منبع : ایرانوتکبر، منشی که همواره با خود پرستی یاد می گردد
برچسب ها : تواند

ذکر آرامش اعصاب

:: ذکر آرامش اعصاب
دعای رفع مشکلات عصبی:

اللّهم صل علی محمدٍ و آل محمدٍ. اللهم اغفِر ذَنبِی وَ اذهِب غَیظَ قَلبِی وَ اَجِرنِی مِنَ الشَّیطانِ الرَّجِیم و لا حَولَ و لا قُوَةَ اِلّا بِالله العلی العَظِیم.

ما شاءَ الله لا حَولَ وَ لا قوَّةَ إلّا باللهِ العَلِیِّ العَظیم
منبع : ایرانوذکر آرامش اعصاب
برچسب ها :

بازگشت زمان یا بقای زمان (مقدمه)

:: بازگشت زمان یا بقای زمان (مقدمه)

 همان طور که خوانندگان گرامی می دانند

زمان یک امر نسبی است

اگر اتفاقی در گذشته رخ داده باشد، اکنون قابل فراخوانی است.

البته بشر با ابزار و وسایل مادی خود شاید تنها بتواند تصویری را بازخوانی نماید.

اما بازگشت کامل به همان زمان در گذشته

به صورتی که بتواند موقعیت های مختلف را در آن بررسی کند بسیار غیر ممکن می نماید.

شاید ما تا حدی سطحی به اعمال گذشته خود بنگریم.

اینکه اعمال گذشته ما همراهمان هستند برایمان شاید باورش کمی سنگین باشد.

اما اگر در گذشته (گذشته از نظر ما)

حرفی زده باشیم.

یعنی معیارهای فیزیکی و شیمیایی در آن بازه زمانی را به صورتی حساب شده تغییر داده ایم.

این تغییر را در ذهن و حافظه جسم خود می توانیم بازخوانی کنیم طوری که انگار در آن بازه اجرایی مجددا قرار گرفته ایم.

اما در واقعیت نمی توانیم درک کنیم که زمان و معیارهای فیزیکی دیگر در همانجا متوقف نشده است.

یک مثال خوب برای این بحث واقعه عاشورا است.

اینکه برخی از صالحان این واقعه مهم را پیش از وقوع توانسته اند ببینند.

و یا حتی بعد از آن نیز امکان دیدن و فراخوانی آن وجود دارد...

ما زمان را از نگاه خودمان بررسی و تفسیر می کنیم.

اما زمان واقعیتی نسبی و ماندگار است.

ما می توانیم آن را ببینیم ولی به طور کاملا محدود.

ما مجبوریم اینگونه ببینیم تا بتوانیم چیزهای بیشتری را در عمر کوتاهمان ببینیم.

اما در واقعیت این اعمال ما و همه اتفاقات دنیا خارج از بعد درک ما و بسیار ماندگارتر هستند.

تا حدی که زمان برای کودکان و بزرگسالان هم تفاوت ادراکی دارد.

اگر کار ثوابی را قبلا انجام داده ایم

این کار ما در عالم ماده و از بعد زمان حتی هم اکنون نیز قابل دیدن و درک همه جانبه است.

زیرا آن زمان حذف نشده

بلکه فقط قابلیت درک آن بازه زمانی برای ما تمام شده است.

سبحان الله

منبع : ایرانوبازگشت زمان یا بقای زمان (مقدمه)
برچسب ها : زمان ,گذشته ,کنیم ,ببینیم ,توانیم ,اعمال ,بازه زمانی ,معیارهای فیزیکی ,اعمال گذشته

هدف شیطان بطالت و توهم است

:: هدف شیطان بطالت و توهم است

 لذّتی در انسان بی هدف خلق نشده است

یعنی اگر این لذّت و دردها ها نبود

چرا می خوردیم

چرا می خوابیدیم

چرا درمان می کردیم

و آیا بقایمان تضمین می شد؟

این نسلی که از نسل دیگر هست پی در پی همچئن قبلی ها پیش می آمدند؟

امّا

شیطان چیزی جز بدبختی و بیهودگی و گرفتاری و درگیری برایمان نمی خواهد

چیزی جز توهم

و سرگشتگی و خشم و لذت های بیهوده

همین هاست

که انسان می رود دنبال آرام کننده های مصنوعی

و سرانجام

روح او بیمار می شود

چه با سرگرمی باشد و چه با دود و دارو

این بیماری همیشه ابزار ما یعنی بدن را از انسان می گیرد

بعد هم اراده را

اگر پر طاقت نیستیم

اگر شبها بیدار و خسته می مانیم پای سرگرمی

اگر خوراکمان به چربی

و دانشمان به جنگ تبدیل می شود

اگر حسادت های ریزه ریزه را در اعصابمان هضم می کنیم

و البته گاهی انسانیتمان را از روی عادت پی می گیریم

این نشانه های این است که

شیطان چشم را و شکم را و جسم را تسخیر کرده

مرکز انسانیت یعنی قلب را بیمار کرده

البته

این اگر ها در درصد پایینی از ما هستند

اما متاسفانه هستند

مراقب باشیم

زیرا شیطان خودش را شیرین و جذاب می کند

آنفدر که حتی شما گرامیان نیز از نظر او ممکن است دور از دست نباشید

حتی شما

و البته بنده حقیر

منبع : ایرانوهدف شیطان بطالت و توهم است
برچسب ها : شیطان ,البته ,یعنی ,انسان

متن قرآن کریم, سوره مبارکه الأنعام, از آیه 1 تا آیه 165

:: متن قرآن کریم, سوره مبارکه الأنعام, از آیه 1 تا آیه 165

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَجَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالنُّورَ ثُمَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِرَبِّهِم یَعْدِلُونَ ۱

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن طِینٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلًا وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ ۲

وَهُوَ اللّهُ فِی السَّمَاوَاتِ وَفِی الأَرْضِ یَعْلَمُ سِرَّکُمْ وَجَهرَکُمْ وَیَعْلَمُ مَا تَکْسِبُونَ ۳

وَمَا تَأْتِیهِم مِّنْ آیَةٍ مِّنْ آیَاتِ رَبِّهِمْ إِلاَّ کَانُواْ عَنْهَا مُعْرِضِینَ ۴

فَقَدْ کَذَّبُواْ بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنبَاء مَا کَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ۵

أَلَمْ یَرَوْاْ کَمْ أَهْلَکْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّکَّنَّاهُمْ فِی الأَرْضِ مَا لَمْ نُمَکِّن لَّکُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاء عَلَیْهِم مِّدْرَارًا وَجَعَلْنَا الأَنْهَارَ تَجْرِی مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِینَ ۶

وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ کِتَابًا فِی قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَیْدِیهِمْ لَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِینٌ ۷

وَقَالُواْ لَوْلا أُنزِلَ عَلَیْهِ مَلَکٌ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَکًا لَّقُضِیَ الأمْرُ ثُمَّ لاَ یُنظَرُونَ ۸

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَکًا لَّجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَیْهِم مَّا یَلْبِسُونَ ۹

وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِکَ فَحَاقَ بِالَّذِینَ سَخِرُواْ مِنْهُم مَّا کَانُواْ بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ۱۰

قُلْ سِیرُواْ فِی الأَرْضِ ثُمَّ انظُرُواْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ ۱۱

قُل لِّمَن مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ قُل لِلّهِ کَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ لاَ رَیْبَ فِیهِ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ ۱۲

وَلَهُ مَا سَکَنَ فِی اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ۱۳

قُلْ أَغَیْرَ اللّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَهُوَ یُطْعِمُ وَلاَ یُطْعَمُ قُلْ إِنِّیَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکَینَ ۱۴

قُلْ إِنِّیَ أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ ۱۵

مَّن یُصْرَفْ عَنْهُ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِکَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ ۱۶

وَإِن یَمْسَسْکَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدُیرٌ ۱۷

وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ ۱۸

قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِیدٌ بِیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَأُوحِیَ إِلَیَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَکُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُل لاَّ أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ ۱۹

الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمُ الَّذِینَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ ۲۰

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لاَ یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ۲۱

وَیَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُواْ أَیْنَ شُرَکَآؤُکُمُ الَّذِینَ کُنتُمْ تَزْعُمُونَ ۲۲

ثُمَّ لَمْ تَکُن فِتْنَتُهُمْ إِلاَّ أَن قَالُواْ وَاللّهِ رَبِّنَا مَا کُنَّا مُشْرِکِینَ ۲۳

انظُرْ کَیْفَ کَذَبُواْ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا کَانُواْ یَفْتَرُونَ ۲۴

وَمِنْهُم مَّن یَسْتَمِعُ إِلَیْکَ وَجَعَلْنَا عَلَى قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَن یَفْقَهُوهُ وَفِی آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن یَرَوْاْ کُلَّ آیَةٍ لاَّ یُؤْمِنُواْ بِهَا حَتَّى إِذَا جَآؤُوکَ یُجَادِلُونَکَ یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِیرُ الأَوَّلِینَ ۲۵

وَهُمْ یَنْهَوْنَ عَنْهُ وَیَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن یُهْلِکُونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا یَشْعُرُونَ ۲۶

وَلَوْ تَرَىَ إِذْ وُقِفُواْ عَلَى النَّارِ فَقَالُواْ یَا لَیْتَنَا نُرَدُّ وَلاَ نُکَذِّبَ بِآیَاتِ رَبِّنَا وَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ ۲۷

بَلْ بَدَا لَهُم مَّا کَانُواْ یُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ ۲۸

وَقَالُواْ إِنْ هِیَ إِلاَّ حَیَاتُنَا الدُّنْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ ۲۹

وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُواْ عَلَى رَبِّهِمْ قَالَ أَلَیْسَ هَذَا بِالْحَقِّ قَالُواْ بَلَى وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُواْ العَذَابَ بِمَا کُنتُمْ تَکْفُرُونَ ۳۰

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ حَتَّى إِذَا جَاءتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُواْ یَا حَسْرَتَنَا عَلَى مَا فَرَّطْنَا فِیهَا وَهُمْ یَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَى ظُهُورِهِمْ أَلاَ سَاء مَا یَزِرُونَ ۳۱

وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ۳۲

قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذِی یَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ یُکَذِّبُونَکَ وَلَکِنَّ الظَّالِمِینَ بِآیَاتِ اللّهِ یَجْحَدُونَ ۳۳

وَلَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِکَ فَصَبَرُواْ عَلَى مَا کُذِّبُواْ وَأُوذُواْ حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلاَ مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللّهِ وَلَقدْ جَاءکَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِینَ۳۴

وَإِن کَانَ کَبُرَ عَلَیْکَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِیَ نَفَقًا فِی الأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِی السَّمَاء فَتَأْتِیَهُم بِآیَةٍ وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِینَ ۳۵

إِنَّمَا یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ یَسْمَعُونَ وَالْمَوْتَى یَبْعَثُهُمُ اللّهُ ثُمَّ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ ۳۶

وَقَالُواْ لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِّن رَّبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّهَ قَادِرٌ عَلَى أَن یُنَزِّلٍ آیَةً وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاَ یَعْلَمُونَ ۳۷

وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِی الأَرْضِ وَلاَ طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلاَّ أُمَمٌ أَمْثَالُکُم مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ ۳۸

وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا صُمٌّ وَبُکْمٌ فِی الظُّلُمَاتِ مَن یَشَإِ اللّهُ یُضْلِلْهُ وَمَن یَشَأْ یَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ۳۹

قُلْ أَرَأَیْتُکُم إِنْ أَتَاکُمْ عَذَابُ اللّهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السَّاعَةُ أَغَیْرَ اللّهِ تَدْعُونَ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ۴۰

بَلْ إِیَّاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شَاء وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِکُونَ ۴۱

وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِکَ فَأَخَذْنَاهُمْ بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ ۴۲

فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَکِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ۴۳

فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکِّرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَةً فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ۴۴

فَقُطِعَ دَابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُواْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ۴۵

قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّهُ سَمْعَکُمْ وَأَبْصَارَکُمْ وَخَتَمَ عَلَى قُلُوبِکُم مَّنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللّهِ یَأْتِیکُم بِهِ انظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ۴۶

قُلْ أَرَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتَاکُمْ عَذَابُ اللّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ الْقَوْمُ الظَّالِمُونَ ۴۷

وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاَّ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ ۴۸

وَالَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا یَمَسُّهُمُ الْعَذَابُ بِمَا کَانُواْ یَفْسُقُونَ ۴۹

قُل لاَّ أَقُولُ لَکُمْ عِندِی خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا یُوحَى إِلَیَّ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الأَعْمَى وَالْبَصِیرُ أَفَلاَ تَتَفَکَّرُونَ ۵۰

وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَن یُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَیْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِیٌّ وَلاَ شَفِیعٌ لَّعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ۵۱

وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَیْکَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَیْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِکَ عَلَیْهِم مِّن شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظَّالِمِینَ ۵۲

وَکَذَلِکَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّیَقُولواْ أَهَؤُلاء مَنَّ اللّهُ عَلَیْهِم مِّن بَیْنِنَا أَلَیْسَ اللّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاکِرِینَ ۵۳

وَإِذَا جَاءکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلاَمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَن عَمِلَ مِنکُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ۵۴

وَکَذَلِکَ نفَصِّلُ الآیَاتِ وَلِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ الْمُجْرِمِینَ ۵۵

قُلْ إِنِّی نُهِیتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءکُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِینَ ۵۶

قُلْ إِنِّی عَلَى بَیِّنَةٍ مِّن رَّبِّی وَکَذَّبْتُم بِهِ مَا عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلّهِ یَقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَیْرُ الْفَاصِلِینَ ۵۷

قُل لَّوْ أَنَّ عِندِی مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِیَ الأَمْرُ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِینَ ۵۸

وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلاَّ یَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُّبِینٍ ۵۹

وَهُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُم بِاللَّیْلِ وَیَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِالنَّهَارِ ثُمَّ یَبْعَثُکُمْ فِیهِ لِیُقْضَى أَجَلٌ مُّسَمًّى ثُمَّ إِلَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُمَّ یُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ۶۰

وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَیُرْسِلُ عَلَیْکُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ یُفَرِّطُونَ ۶۱

ثُمَّ رُدُّواْ إِلَى اللّهِ مَوْلاَهُمُ الْحَقِّ أَلاَ لَهُ الْحُکْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِینَ ۶۲

قُلْ مَن یُنَجِّیکُم مِّن ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً لَّئِنْ أَنجَانَا مِنْ هَذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ ۶۳

قُلِ اللّهُ یُنَجِّیکُم مِّنْهَا وَمِن کُلِّ کَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِکُونَ ۶۴

قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ ۶۵

وَکَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَهُوَ الْحَقُّ قُل لَّسْتُ عَلَیْکُم بِوَکِیلٍ ۶۶

لِّکُلِّ نَبَإٍ مُّسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ۶۷

وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَإِمَّا یُنسِیَنَّکَ الشَّیْطَانُ فَلاَ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرَى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ۶۸

وَمَا عَلَى الَّذِینَ یَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَیْءٍ وَلَکِن ذِکْرَى لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ۶۹

وَذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا وَذَکِّرْ بِهِ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا کَسَبَتْ لَیْسَ لَهَا مِن دُونِ اللّهِ وَلِیٌّ وَلاَ شَفِیعٌ وَإِن تَعْدِلْ کُلَّ عَدْلٍ لاَّ یُؤْخَذْ مِنْهَا أُوْلَئِکَ الَّذِینَ أُبْسِلُواْ بِمَا کَسَبُواْ لَهُمْ شَرَابٌ مِّنْ حَمِیمٍ وَعَذَابٌ أَلِیمٌ بِمَا کَانُواْ یَکْفُرُونَ ۷۰

قُلْ أَنَدْعُو مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَنفَعُنَا وَلاَ یَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَى أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَانَا اللّهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیَاطِینُ فِی الأَرْضِ حَیْرَانَ لَهُ أَصْحَابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنَا قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَىَ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ ۷۱

وَأَنْ أَقِیمُواْ الصَّلاةَ وَاتَّقُوهُ وَهُوَ الَّذِیَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ۷۲

وَهُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ وَیَوْمَ یَقُولُ کُن فَیَکُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَلَهُ الْمُلْکُ یَوْمَ یُنفَخُ فِی الصُّوَرِ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَةِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ ۷۳

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لأَبِیهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّی أَرَاکَ وَقَوْمَکَ فِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ ۷۴

وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ ۷۵

فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَى کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِینَ ۷۶

فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ یَهْدِنِی رَبِّی لأکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ ۷۷

فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّی هَذَآ أَکْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِّمَّا تُشْرِکُونَ ۷۸

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ۷۹

وَحَآجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّی فِی اللّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلاَ أَخَافُ مَا تُشْرِکُونَ بِهِ إِلاَّ أَن یَشَاءَ رَبِّی شَیْئًا وَسِعَ رَبِّی کُلَّ شَیْءٍ عِلْمًا أَفَلاَ تَتَذَکَّرُونَ ۸۰

وَکَیْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَکْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّکُمْ أَشْرَکْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ عَلَیْکُمْ سُلْطَانًا فَأَیُّ الْفَرِیقَیْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ۸۱

الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ۸۲

وَتِلْکَ حُجَّتُنَا آتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّکَ حَکِیمٌ عَلِیمٌ ۸۳

وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنَا وَنُوحًا هَدَیْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ۸۴

وَزَکَرِیَّا وَیَحْیَى وَعِیسَى وَإِلْیَاسَ کُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ ۸۵

وَإِسْمَاعِیلَ وَالْیَسَعَ وَیُونُسَ وَلُوطًا وَکُلاًّ فضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِینَ ۸۶

وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَیْنَاهُمْ وَهَدَیْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ ۸۷

ذَلِکَ هُدَى اللّهِ یَهْدِی بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَکُواْ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ۸۸

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ وَالْحُکْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِن یَکْفُرْ بِهَا هَؤُلاء فَقَدْ وَکَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّیْسُواْ بِهَا بِکَافِرِینَ ۸۹

أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لاَّ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِکْرَى لِلْعَالَمِینَ ۹۰

وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَیْءٍ قُلْ مَنْ أَنزَلَ الْکِتَابَ الَّذِی جَاء بِهِ مُوسَى نُورًا وَهُدًى لِّلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِیسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ کَثِیرًا وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُواْ أَنتُمْ وَلاَ آبَاؤُکُمْ قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِی خَوْضِهِمْ یَلْعَبُونَ ۹۱

وَهَذَا کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَکٌ مُّصَدِّقُ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ ۹۲

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِیَ إِلَیَّ وَلَمْ یُوحَ إِلَیْهِ شَیْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِکَةُ بَاسِطُواْ أَیْدِیهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَکُمُ الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا کُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَیْرَ الْحَقِّ وَکُنتُمْ عَنْ آیَاتِهِ تَسْتَکْبِرُونَ ۹۳

وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى کَمَا خَلَقْنَاکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَکْتُم مَّا خَوَّلْنَاکُمْ وَرَاء ظُهُورِکُمْ وَمَا نَرَى مَعَکُمْ شُفَعَاءکُمُ الَّذِینَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِیکُمْ شُرَکَاء لَقَد تَّقَطَّعَ بَیْنَکُمْ وَضَلَّ عَنکُم مَّا کُنتُمْ تَزْعُمُونَ ۹۴

إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَمُخْرِجُ الْمَیِّتِ مِنَ الْحَیِّ ذَلِکُمُ اللّهُ فَأَنَّى تُؤْفَکُونَ ۹۵

فَالِقُ الإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّیْلَ سَکَنًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَانًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ ۹۶

وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِی ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ۹۷

وَهُوَ الَّذِیَ أَنشَأَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَفْقَهُونَ ۹۸

وَهُوَ الَّذِیَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ کُلِّ شَیْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّتَرَاکِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِیَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّیْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَیْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَیَنْعِهِ إِنَّ فِی ذَلِکُمْ لآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ۹۹

وَجَعَلُواْ لِلّهِ شُرَکَاء الْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُواْ لَهُ بَنِینَ وَبَنَاتٍ بِغَیْرِ عِلْمٍ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یَصِفُونَ ۱۰۰

بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنَّى یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَکُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ وهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ ۱۰۱

ذَلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ وَکِیلٌ ۱۰۲

لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ ۱۰۳

قَدْ جَاءکُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِیَ فَعَلَیْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَیْکُم بِحَفِیظٍ ۱۰۴

وَکَذَلِکَ نُصَرِّفُ الآیَاتِ وَلِیَقُولُواْ دَرَسْتَ وَلِنُبَیِّنَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ۱۰۵

اتَّبِعْ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ ۱۰۶

وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَکُواْ وَمَا جَعَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا وَمَا أَنتَ عَلَیْهِم بِوَکِیلٍ ۱۰۷

وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ کَذَلِکَ زَیَّنَّا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَى رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَیُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ۱۰۸

وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لَئِن جَاءتْهُمْ آیَةٌ لَّیُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الآیَاتُ عِندَ اللّهِ وَمَا یُشْعِرُکُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءتْ لاَ یُؤْمِنُونَ ۱۰۹

وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ کَمَا لَمْ یُؤْمِنُواْ بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِی طُغْیَانِهِمْ یَعْمَهُونَ ۱۱۰

وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیْهِمُ الْمَلآئِکَةَ وَکَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَیْهِمْ کُلَّ شَیْءٍ قُبُلًا مَّا کَانُواْ لِیُؤْمِنُواْ إِلاَّ أَن یَشَاءَ اللّهُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ یَجْهَلُونَ۱۱۱

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّکَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ ۱۱۲

وَلِتَصْغَى إِلَیْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ وَلِیَرْضَوْهُ وَلِیَقْتَرِفُواْ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ ۱۱۳

أَفَغَیْرَ اللّهِ أَبْتَغِی حَکَمًا وَهُوَ الَّذِی أَنَزَلَ إِلَیْکُمُ الْکِتَابَ مُفَصَّلًا وَالَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّکَ بِالْحَقِّ فَلاَ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ ۱۱۴

وَتَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ صِدْقًا وَعَدْلًا لاَّ مُبَدِّلِ لِکَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ۱۱۵

وَإِن تُطِعْ أَکْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ ۱۱۶

إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ مَن یَضِلُّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ ۱۱۷

فَکُلُواْ مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ إِن کُنتُمْ بِآیَاتِهِ مُؤْمِنِینَ ۱۱۸

وَمَا لَکُمْ أَلاَّ تَأْکُلُواْ مِمَّا ذُکِرَ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَکُم مَّا حَرَّمَ عَلَیْکُمْ إِلاَّ مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَیْهِ وَإِنَّ کَثِیرًا لَّیُضِلُّونَ بِأَهْوَائِهِم بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِینَ ۱۱۹

وَذَرُواْ ظَاهِرَ الإِثْمِ وَبَاطِنَهُ إِنَّ الَّذِینَ یَکْسِبُونَ الإِثْمَ سَیُجْزَوْنَ بِمَا کَانُواْ یَقْتَرِفُونَ ۱۲۰

وَلاَ تَأْکُلُواْ مِمَّا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّهِ عَلَیْهِ وَإِنَّهُ لَفِسْقٌ وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَى أَوْلِیَآئِهِمْ لِیُجَادِلُوکُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ۱۲۱

أَوَ مَن کَانَ مَیْتًا فَأَحْیَیْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ کَمَن مَّثَلُهُ فِی الظُّلُمَاتِ لَیْسَ بِخَارِجٍ مِّنْهَا کَذَلِکَ زُیِّنَ لِلْکَافِرِینَ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ۱۲۲

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا فِی کُلِّ قَرْیَةٍ أَکَابِرَ مُجْرِمِیهَا لِیَمْکُرُواْ فِیهَا وَمَا یَمْکُرُونَ إِلاَّ بِأَنفُسِهِمْ وَمَا یَشْعُرُونَ ۱۲۳

وَإِذَا جَاءتْهُمْ آیَةٌ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتَى مِثْلَ مَا أُوتِیَ رُسُلُ اللّهِ اللّهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسَالَتَهُ سَیُصِیبُ الَّذِینَ أَجْرَمُواْ صَغَارٌ عِندَ اللّهِ وَعَذَابٌ شَدِیدٌ بِمَا کَانُواْ یَمْکُرُونَ ۱۲۴

فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء کَذَلِکَ یَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْس منبع : ایرانومتن قرآن کریم, سوره مبارکه الأنعام, از آیه 1 تا آیه 165
برچسب ها : اللّهِ ,عَلَى ,إِلاَّ ,الَّذِینَ ,وَلاَ ,قُلْ ,بِمَا کَانُواْ ,کُلِّ شَیْءٍ ,وَهُوَ الَّذِی ,مَّا کَانُواْ ,إِنَّ رَبَّکَ ,افْتَرَى عَلَى اللّ

طواف حاجی محمّد علی فشندی به نیابت از پدر امام زمان(عج)

:: طواف حاجی محمّد علی فشندی به نیابت از پدر امام زمان(عج)

خبرگزاری فارس: طواف حاجی فشندی به نیابت از پدر امام زمان(عج)

آقاجان فرمودند: می‌شود از طرف پدر من امسال نیابت کنید؟ عرضه داشتم: بله آقا جان! پرسیدم: آقا نام پدر شما چیست؟ فرمودند: حسن. عرض کردم: نام خودتان چیست؟ فرمودند: سیدمهدی!

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، درباره مرحوم حاج محمد علی فشندی تهرانی، با اینکه دیری نیست به رحمت حق پیوسته است اما جز چند تشرف که بزرگان از وی نقل کرده‌اند، چیزی نمی‌دانیم. از خاستگاه، خانواده، خاندان، تربیت و تحصیلات، زمینه و زمانه، زیست و زندگی، حتی شغل و پیشه و احیاناً استادان اخلاقی و مربیان و مرشدان سلوکی این نیک بخت چه کسانی بوده‌اند، آگاهی چندانی در دست نیست.

از دیگر تشرفات مرحوم فشندی، دیدار با امام زمان(ع) در صحرای عرفات است. این تشرف از مهمترین و روح افزاترین رویدادهای زندگانی مرحوم فشندی (ره) است. تشرف حاضر، به سبب بعضی از جنبه های منحصر به فرد ـ که به برخی از آنها اشاره خواهد شد، مورد توجه تعداد زیادی از شیفتگان امام عصر (ع) قرار دارد.

آیت‌الله ناصری دولت آبادی که خود مستقیما از زبان حاجی شنیده و در کتاب «آب حیات» آورده است. همچنین جناب قاضی زاهدی نیز آن را از زبان آن مرحوم شنیده و در کتاب خود نقل کرده است. اینک تلفیق این دو روایت برای خوانندگان نقل می‌شود.

حاج محمد علی فشندی تهرانی می‌گوید: سال اولی که به مکه مکرمه مشرف شدم، از خدای مهربان در آنجا خواستم که توفیق دهد تا در سالهای بعد نیز، تا بیست سفر به مکه بیایم تا شاید امیر الحاج و امام زمان (ع) را هم زیارت کنم. خداوند هم توفیقی بخشید و منتی نهاد که من علاوه بر آن بیست سفر، چند بار دیگر نیز به زیارت خانه خدا موفق شدم.

سالیانی بود که به همراه کاروانی ـ به عنوان خدمه و کمکی کاروان ـ مشرف می‌شدم تا اینکه در سالی (ظاهرا 1353شمسی) مدیر کاروان به من اطلاع داد که امسال از دیدن من معذور است. شاید تصور و پندار او این بود که سن من رو به پیری رفته و نگران بود که نتوانم در کارهای خدماتی کاروان به او یاری برسانم. از شنیدن این خبر خیلی افسرده و پژمرده شدم. لذا به سوی مشهد مقدس حرکت کردم تا دست توسلی به دامان سلطان طوس، حضرت رضا (ع) بزنم و از ایشان بخواهم که سفر معنوی حج را امسال نیز نصیب من کند.

در حرم خیلی منقلب و مضطرب بودم و به سختی می‌گریستم و از آن حضرت روایی حاجت خود ر ا می‌خواستم. پس از زیارت جانانه، به قصد بازگشت به تهران با آن حضرت وداع کرده، از حرم خارج شدم. در این حین، سیدی مرا صدا زد و فرمود: «آقا! سفر شما را حضرت حجت(ع) امضا کردند و فرمودند: به حاج محمد علی بگو برو !منتظر تو هستند!»

من از سید پرسیدم :خود حضرت این سخن را فرمودند؟

سید گفت: بله!

من نیز بدون درنگ به منزل خود در تهران بازگشتم. به محض آنکه به خانه رسیدم، همسرم با عجله گفت :این چند روز را کجا بودی؟ مرتب از کاروان زنگ می‌زنند و می‌خواهند شما را همراه خود ببرند.

من هم بلافاصله به مدیر کاروان مراجعه کردم و پرسیدم: شما که نیت بردن مرا نداشتید، حالا چه شده که می‌خواهید مرا هم در این سفر همراه کنید؟! مدیر کاروان سربسته اشاره کرد که از تصمیم قبلی خود پشیمان شده و می‌خواهد من نیز در این سفر طبق معمول سالهای گذشته به عنوان خدمه با او همراهی کنم.

به هر ترتیب به عنوان کمکی کاروان به مکه مشرف شدیم. شب هشتم ماه، که فردای آن روز حاجیان می‌باید در عرفات باشند، مدیر کاروان مرا خواست و گفت: وسایل کاروان را زودتر از دیگر کاروان ها به منا منتقل کن و در عرفات در کنار «جبل الرحمة» خیمه ها را بر پا ساز تا کاروان ما در بهترین جای ممکن سکنا گزیند. من نیز فوراً لوازم و خیمه ها را با اتومبیلی به آنجا منتقل کردم، چادرها را برافراشتم و فرش ها را گستردم. در این حال یکی از شرطه های سعودی (پلیس های عربستان) نزد من آمد و به زبان عربی گفت :چرا حالا آمدی؟ اینجا که کسی نیست!

من هم با زبان عربی شکسته بسته ـ که تقریبا در این سفرها آموخته بودم ـ بدو گفتم :برای انجام مقدمات کار، زودتر آمدم. گفت: «پس امشب نباید بخوابی!» پرسیدم: چرا؟ گفت: به خاطر اینکه ممکن است دزدانی پیدا شوند و به وسایل حجاج دستبرد بزنند یا اینکه شما را بکشند. باید خیلی مراقب باشی! با شنیدن این سخنان ترس عمیقی وجود مرا فرا گرفت.

در این حال به یاد حضرت ولی عصر(عج) افتادم. به آن حضرت التجا و پناه بردم و پیوسته و پیاپی نام مقدس آن قبله عالم را بر زبان می‌آوردم. می‌گفتم: «یا حجة بن الحسن أدرکنی! یا خلیفة الله الأعظم أغثنی!»

تصمیم گرفتم شب را نخوابم. به همین دلیل برای نماز و نافله شب وضویی ساختم و به نماز ایستادم. آن شب در آن بیابان تنهایی، به یاد آمام زمان(ع) حال خوشی پیدا کردم. در همین حال صدای پایی شنیدم و به دنبال آن پرده چادر کنار رفت. آقایی در آستانه خیمه بعد از سلام فرمود: «حاج محمد علی تنها هستی؟»

عرض کردم: بله آقا، تنهایم! و ناخود آگاه از جا برخاستم و پتویی را چند لا کرده، زیر پای آقا افکندم.

آقا نشست و فرمود: «حاج محمد علی! خوب جایی را برای سکونت کاروان انتخاب کرده ای! اینجا همان جایی است که جدم حسین بن علی (ع) در روز عرفه خیمه زده بودند!» بعد فرمودند: «حاج محمد علی! یک چایی درست کن!»عرض کردم: اتفاقا همه وسایل چای فراهم است جز چای خشک که آن را از مکه نیاورده ام.

فرمود:«شما آب جوش تهیه کنید، چای خشک آن برعهده من!»

آب که جوش آمد مقداری چای ـ که در حدود صد گرم بود به من مرحمت کردند. چای که دم کشید و آماده شد، فنجانی به ایشان تعارف کردم. نوشیدند و فرمودند: «شما هم بفرمایید!»من هم با اجازه آقا، فنجانی از آن چای نوشیدم که لذت خوبی برای من داشت.

در این هنگام، دو جوان زیباروی نورانی (در روایت های قاضی زاهدی چهار جوان )جلوی چادر آمدند و همان جا با احترام ایستادند و به آقا سلامی عرض کردند. آقا از من خواستند که به ایشان چای تعارف کنم. من نیز اطاعت کردم و برایشان چای بردم. آنان چای را نوشیدند. آقا از من خواستند که چای دیگری نزد ایشان ببرم که من نیز دوباره چای برای آن دو جوان بردم. در این وقت آقا به آنان فرمود: «شما بروید! آنان نیز خداحافظی کرده و رفتند».

در این زمان، آقا نگاهی به من کردند و سه بار فرمودند: «خوشا به حالت حاج محمد علی!»گریه راه گلویم را بست. عرض کردم: از چه جهت؟ فرمود :«چون امشب کسی برای بیتوته در این بیابان نمی‌آید. امشب شبی است که جدم امام حسین(ع) در این بیابان آمده است» بعد فرمود: «دلت می‌خواهد نماز و دعای مخصوصی را که از جدم رسیده بخوانی؟»

عرضه داشتم: بله آقا جان! فرمود: «برخیز و غسلی به جا آور و وضو بگیر!» عرض کردم: هوا طوری است که نمی‌توانم با آب سرد غسل کنم. فرمود :«من بیرون می‌روم تو آب را گرم کن و غسل نما!»

من هم بدون اینکه متوجه قضایا باشم و اینکه این آقا کیست؟ مقداری آب را گرم کردم و غسل و وضویی ساختم.

چون از غسل فارغ شدم، آقا به خیمه برگشتند و فرمودند: «حالا دو رکعت نماز با این کیفیت که می‌گویم بخوان: بعد از حمد، در هر رکعت، یازده مرتبه سوره توحید را بخوان که این نماز جدم امام حسین (ع)در این مکان است».

و بعد از نماز فرمودند: «جدم، امام حسین(ع) در این بیابان دعایی خوانده است که من آن را می‌خوانم، تو هم با من بخوان!» اطاعت کردم. دعای آقا نزدیک به بیست دقیقه به درازا کشید و در حال دعا، اشک از چشمان مبارکش مانند ناودان فرو می‌ریخت. هر جمله ای را که می‌خواند در ذهن من می‌ماند و من فوراً آن را حفظ می‌کردم. دیدم عجب دعای خوبی بود و چه مضامین عالی دارد.

من با اینکه با کتاب های دعا آشنا بودم، اما تا کنون به چنین دعایی برنخورده بودم در همین وقت به ذهنم رسید که فردا برای روحانی کاروان مضامین این دعا را بخوانم تا او آنها را یادداشت کند به محض خطور این فکر در خاطر من آقا فرمودند: «این دعا مخصوص امام (ع)است و در هیچ کتابی نوشته نشده و کسی غیر از امام نمی‌تواند آن را بخواند و از یاد تو نیز می‌رود!»

با گفتن این سخن، ناگهان تمامی عبارات دعا از ذهن، زبان، خیال و خاطر من محو شد. و حتی کلمه ای از آن در ذهن من باقی نماند.

پس از پایان دعا به آقا عرضه داشتم: آقا این توحید من ـ به نظر شما ـ خوب است ؟من می‌گویم که همه هستی را از درخت و گیاه و زمین و...خداوند آفریده است. فرمودند: «خوب است! و بیش از این از شما انتظار نمی‌رود!»

عرض کردم: آیا من حقیقتا دوستدار اهل بیت هستم؟ فرمودند: «آری! و تا آخر هم خواهی بود. اگر آخر کار شیاطین بخواهند فریب دهند، آل محمد(ص) به فریاد می‌رسند».

پرسیدم: آیا امام زمان(ع) در این بیابان تشریف می‌آورند؟ فرمودند: «امام الان در چادر نشسته است»!

من با همه این نشانه ها و قرینه ها باز متوجه نشدم. به نظرم رسید منظور این است که امام(ع) اکنون در چادر مخصوص خود نشسته اند.

دوباره پرسیدم: آیا فردا امام با حاجیان به عرفات می‌آیند؟ فرمودند: «آری» عرض کردم: کجا می‌روند؟ فرمودند: «جبل الرحمة»

دوباره عرضه داشتم: اگر رفقای کاروان بروند، امام (ع) را می‌بینند؟ فرمود: «می‌بینند اما نمی‌شناسند!»

عرض کردم: فردا شب امام زمان(ع) به چادر حاجیان هم سر می‌زنند و عنایتی می‌کنند؟

فرمود: «در چادر شما، آنگاه که روضه عمویم عباس (ع) خوانده می‌شود می‌آید». بعد از این سخنان و پاسخ به این سؤالها، آقا برخاستند تا از خیمه خارج شوند. در این حال رو به من نموده فرمودند: «حاج محمد علی! شما امسال به نیابت از کسی حج می‌گزارید؟»

عرض کردم: خیر آقاجان! فرمودند: «می‌شود از طرف پدر من امسال نیابت کنید». عرضه داشتم: بله آقاجان!

در این حال دو اسکناس صد ریالی سعودی به من مرحمت کردند و فرمودند: «این پول را بگیر و حج امسالت را به نیابت پدر من انجام بده!»

پرسیدم: آقا نام پدر شما چیست؟ فرمودند «حسن!»عرض کردم: نام خودتان چیست؟ فرمود «سید مهدی!»

آقا را تا دم چادر بدرقه کردم. در این وقت آقا برای معانقه و روبوسی جهت خداحافظی برگشتند و با هم معانقه ای کردیم. خوب به یاد دارم که خال طرف راست صورتش را بوسیدم. آقا دوباره مقداری پول خرد دیگر به من مرحمت کردند و فرمودند: «این پول ها را نیز به همراه داشته باش و برگرد!»

عرض کردم: آقا جان من شما را کی و کجا ملاقات خواهم کرد؟

فرمود: «وقتی که حاجیان نماز مغرب و عشای خود را خواندند و مداح کاروان شروع به ذکر مصیبت عمویم قمر بنی هاشم (ع) کرد من به چادر شما می‌آیم». در این وقت آقا از خیمه خارج شد و من دیگر او را ندیدم هر چه به این طرف و آن طرف نظر کردم، دیگر کسی را نیافتم. داخل چادر شدم و به فکر فرو رفتم. راستی او که بود؟ سید مهدی فرزند حسن! از کجا نام مرا می‌دانست؟ چند بار فرمود: جدم حسین، عمویم عباس ... قرینه ها و نشانه ها را یکی پس از دیگری کنار هم نهادم. خیلی منقلب و بی تاب شده بودم. فهمیدم که با امام زمان (ع)هم سخن بوده ام.

از صدای گریه و ناله من شرطه سعودی (پلیس عربستان) سراسیمه آمد و گفت چه شده؟ دزدها آمده‌اند و اثاثیه‌ات را غارت کرده‌اند؟

گفتم: نه! مشغول مناجات با خدایم. او با تعجب به من نگاه می‌کرد و سرانجام رهایم کرد و رفت. تا صبح به یاد حضرت گریستم.

فردای آن روز قصه را برای روحانی کاروان تعریف کردم و او هم برای حاجیان نقل کرد و گفت: ای حجاج!متوجه باشید که این کاروان مورد توجه و عنایت امام زمان(ع) است.

همه مطالب را به روحانی کاروان گفتم جز آنکه فراموش کردم بگویم، آقا وعده کرده که شب، به هنگام ذکر مصیبت عمویش قمر بنی هاشم (ع)به چادر ما بیاید.

شب هنگام،حاجیان پس از نماز، روضه ای گرفتند و مداح کاروان هم، گریزی به روضه علمدار کربلا، حضرت قمر بنی هاشم(ع) زدند و حالی در چادر بر پا شد. در آن وقت به یاد سخن آقا افتادم. هر چه نگاه کردم آن حضرت را درون چادر ندیدم. ناراحت شدم و با خود گفتم: «خدایا! وعده امام (ع) حق است!»

در این وقت امام به خیمه تشریف فرما شدند و در میان حاجیان نشستند و در مصیبت عموی خود گریستند.

من که آقا را دیدم، خواستم تا عرض ادبی کنم و بوسه ای بر پای حضرتش بزنم و به مردم بگویم که: «بیایید و امام زمانتان را ببینید!»

که امام اشارتی کردند و من بی اراده و بی اختیار بر جای خود ایستادم. روضه که تمام شد، آقا نیز برخاستند و خیمه را ترک کردند و من دیگر حضرت را ندیدم.

منبع : ایرانوطواف حاجی محمّد علی فشندی به نیابت از پدر امام زمان(عج)
برچسب ها : امام ,فرمودند ,کاروان ,فرمود ,چادر ,حضرت ,امام زمان ,عرضه داشتم ,«حاج محمد ,مدیر کاروان ,امام حسین ,برای روحانی کاروان

درب های چوبی ضد سرقت

:: درب های چوبی ضد سرقت

security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی

security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی


security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی

security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی


security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی


security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی

security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی


security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی

security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی



security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی

security door
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی
درب ضد سرقت ایرانی


منبع : ایرانودرب های چوبی ضد سرقت
برچسب ها : سرقت ,ایرانی ,سرقت ایرانی

می خواهیم خوب باشیم؟ (دستانت را از روی آتش بردار)

:: می خواهیم خوب باشیم؟ (دستانت را از روی آتش بردار)
خیلی سخت نیست
حتی از بد بودن راحت تر است
موضوع این است که اگر خوب باشی مجبور نیستی نگران خیلی چیزهای پوچ باشی
موضوع این است که بد بودن
همیشه از یک کار بد کوچک شروع می شود
و بعد باید کلی تاوان داد تا نتیجه ای اندک و البته پست از آن گرفت.

اما برای خوب بودن هر چند باید از یک خوبی آسان شروع کنی
اما همان کار آسان چندین برابر برکت و وسعت می یابد
اول از همه اینکه برای خوب بودن یک کار آسان می کنی
مثلا راست می گویی
یا دروغ نمی گویی!
اما چون برای رضایت خالق عظیم خود این کار را کرده ای
چنان ارج و شوکتی در این کار خواهی یافت
که دنیای ثروتمندان بدکار نمی تواند به این مقام حتی نزدیک شود
تو به دست خود نگاه کن
اگر تو دستور دهی همان دست که خودش واکنش خودکار حسی دارد حاضر می شود روی آتش قرار بگیرد
اما تو برای این دست هرگز نمی توانی بد بخواهی
این یک نعمت الهی است
که تو می دانی باید از خودت مراقبت کنی
حالا هر جای دنیا می خواهی برو.
اما وقتی بدانی در جایی ماری هست که به پایت نیش خواهد زد
یا حتی یک پشه به آن آسیب می زند، آیا بدانجا خواهی رفت؟
خب برای آغاز خوب بودن باید از یک جایی شروع کرد.
اگر تا کنون نتوانسته ای به کار آخرت و ایمانت بپردازی،
کافیست از یک صلوات شروع کنی...
این یک راز بزرگ است.
وقتی صلوات هایت بیشتر و بیشتر شد...
تو احتمالا سعادت انجام برخی کارهای زیبای دیگر را خواهی یافت.
کارهایی سخت تر
تا جایی که به قله هم می توانی فکر کنی
این را هرگز از خاطر نبر
که از یک جایی باید شروع کرد...
کم کم
قطره قطره
به چنان جایگاهی خواهی رسید که نفس هایت می شود ذکر

باور کن که دستان تو در حال بندگی خدا هستند...
چون خدا به آنها فرمان داده تا به اراده تو باشند.
آنها مشغولند
تو غافل نباش

برای هر بخش جسمت یک خوراکی هست
برای چشم، نور
برای گوش، صوت
برای مغز، اندیشه
آنها مامورند و به ماموریت خود عمل می کنند تا گاه مرگ
و همچنین هنگاه خواب
اینها همه امانتند و مامور به اطاعت
بی درنگ اطاعت می کنند.
اما از خدا
تو اما در فکر آرامش آنهایی
آنها دارند به دستور خدا به تو خدمت می کنند
اما تو چه می کنی؟
می بینی که لحظه ای تحمل درد این جوارح خودت را نداری
وقتی آتش را می افروزند
در اصل به صورت قانونی تقاص اندامهای تو را می گیرند
که عمری آنها را به سوی خواسته خودت بردی
خواسته ای که جز ضرر برایت هیچ نداشته
پس دستانت را از روی آتش بردار
ببین تو هم می توانی جزئی از بدنت باشی؟
که کاملا مطیع و فرمانبردار در حال اطاعت است
و به دستور خالق خود به تو خدمت می کند...
سعی کن از آنها هم بهتر باشی
چنان مطیع باش که بدنت با تو همراهی کند
فکرت اوج بگیرد
تو در احسن التقویم قوام یافته ای
تا بدانی
بدانی آنچه را از پروردگار خودت که پایانی برای دانستنش نیست
بدانی آنچه را که لذت ها هم مطیع شده اند به کمالش
و البته اینها تازه در مرتبه ای از مراتب این دانش خدمت می کنند.
به اختیار اطاعت می کنند
این همان عشقی است که هست

تذکر: 
این مطلب تجربه و آزموده شده است.
برای رسیدن به قله باید راهی بس طولانی را طی کنیم.
اما در این حد خاطر نشان می کنم که قله ی زندگی دنیای من و تو در حد همت ما است.
سالها به دنبال راز عالم می گشتم و اکنون دیگر به دنبال همتی هستم حتی اندک.
آنچه را که تصور می کردم تنها به اندازه کمی همت با آن فاصله دارم رها کردم.
بعد ها متوجه شدم که هر چه از دست داده ام را با داشتن همان یک ذره همت می توانستم داشته باشم.
در اصل دستان من وقتی وجود دارند که در حال عبادت خدا هستند.
جسم نیازمند من وقتی به ثمره خود می رسد که می کوشد. و همین کوشیدن هویت اوست. نه ظاهرش.
سالها به ظاهر توجه کردم و اینکه آنچه دارم چگونه به نظر می آید.
اما کمتر به اصل ماجرا توجه کردم.
اینکه آنچه دارم برای چه خلق شده.
برای چه اعطاء شده.
اینک می بینم اصل آنچه را باید می فهمیدم از دست داده ام.
در اصل شاید به نگاه دگران سپرده ام.
تا به باور خود آن را بستایند.
 و من هرگز آنچه بدان دلخوش کرده ام نیستم.



منبع : ایرانومی خواهیم خوب باشیم؟ (دستانت را از روی آتش بردار)
برچسب ها : آنچه ,خواهی ,جایی ,اطاعت ,بدانی ,خودت ,آنچه دارم ,اینکه آنچه ,توجه کردم ,بدانی آنچه ,خواهی یافت

لحظه بلعیده شدن یک ستاره از کهکشان توسط سیاهچاله در پویانمایی

:: لحظه بلعیده شدن یک ستاره از کهکشان توسط سیاهچاله در پویانمایی

 

منبع : ایرانولحظه بلعیده شدن یک ستاره از کهکشان توسط سیاهچاله در پویانمایی
برچسب ها :

بدن ما یک مرکز ثبت اسناد است (سبحان الله)

:: بدن ما یک مرکز ثبت اسناد است (سبحان الله)


گوشهای انسان همچون ضبط صوتی است که موقع مرگ دنیوی آنها را کنار می گذاریم.

اما این ضبط صوت هر چه را که شنیده است و ضبط نموده را به خوبی و قابل برگشت نگه خواهد داشت.

روزی که دوباره بیدار شویم این مغز ما است که تمام تصاویر ضبط شده توسط دوربین هایش (چشمان قوی)

و صداهای ضبط شده توسط میکروفن های فوق العاده اش را گواهی خواهد داد.

جالب است بدانیم که در هنگام بازسازی مجدد انسان از روی نقشه ژنتیکی و رفتاری اش، چه مواردی پیش خواهند آمد.

مغز انسان امکان ثبت وقایع روی داده در زندگی انسان را دارد.

همچنین می تواند این موارد را بازخوانی نماید.

این سامانه فوق العاده توانایی ترکیب صوت و تصویر دریافتی را با هم دارد.

و همچنین امکان ثبت این دو را هماهنگ با هم داراست.

رفتار را بر اساس آموخته های محیطی شکل می دهد و تماما آنرا همراه با بازخوانی و بررسی علمی و عملی آموخته شده انجام می دهد.

در روز بیداری مجدد انسانها این مغز انسان آموخته ها و اجراییات خود را بازخوانی می نماید.

الباب و مغز انسان که شامل مخ و مخچه هستند یک پروسه مرگ را طی به خواب رفتن انسان می گذرانند.

بافتهای بدن انسان هم ساختار لوله کشی دوگانه و انعطاف پذیر دارند که دارای احساس و حافظه (ارتباطات مغزی) است و هم دارای سامانه های دفاعی پیشرفته و فعال هستند.

کل بدن انسان مرتبا در حال تغییر و تحولی کامل است.

طوری که می تواند رشد کند در حالی که بافتهایی نرم و سخت هماهنگ با هم دارد.

اما روح انسان...

دنیایی متفاوت است که به اراده و خواست خالق یکتا به وجود آمده است.

روح انسان به خواست خداوند می تواند بدن را حس نموده و مدیریت اجرایی کند.

این بدن بعد از طی پروسه زندگی در دنیا و رشد و نمو و شکل گیری، این ساختار ثبت شونده را از دست می دهد.

یک بدن که همچون سندی کلیه کارهایی که با آن شده را ضبط نموده و مجددا احیا خواهد شد.

انسان هر لذتی و هر رنجی که می برد همراه با سیستم زمان سنجی این جسم ثبت و بازخوانی می گردد.

در اصل زمان که موضوعی نسبی است برای هر جسم به طور جداگانه حس می شود.

این زمان اما با او ماندگار خواهد شد.

در یک لحظه ممکن است در هزاران نقطه چندین اتفاق متفاوت بیافتد اما برای انسان هر اتفاقی ممکن است واکنش هایی متفاوت و متناسب با آموخته ها و درک او انجام شود.

اراده انسان وقتی کاری را در این برهه می خواهد انجام دهد بسیار مبتنی بر عقل اوست.

اگر اشتباهی را هم از سر نادانی صورت دهد این اشتباه را مسلما پیش خود به نفع خودش تصور کرده است.

نیت او کاملا قابل بازخوانی است.

همان طور که هنگام رو در رویی با خطر معمولا از اشتباه می گریزد، هنگام تلاش برای آرزوهایش نیز کاملا همه چیز را سعی می کند رصد کند.

تمام تشکیلات انسان محور معمولا برای رفع مشکلات و رسیدن به آرامش انسان پایه ریزی می شوند.

اما معمولا انسان بیشتر زندگی را صرف خوش بودن موقت خود می کند.

قوانین را در حد نرسیدن آزار به خودش معمولا رعایت می کند.

اگر جایی سختی و زور در کار نباشد کمتر تن به قانون و کارهای درست می دهد.

اما موضوع دقیقا این است که همه چیز برای خداست و حتی انسان اگر به مقاماتی هم برسد به اندازه خدا نمی تواند آنرا درک کند.

اینجا باید گفت که ما اگر به دنبال لذت بردن و آرامش و بیخیالی هم هستیم، بهترین لذت ها را همه را خدا می شناسد.

ما که هنوز درک درستی نه از زمان داریم و نه از خودمان

چطور می توانیم دنبال لذت برویم؟

چه عظمتی دارد او که ما را خلق فرموده

و هر شب میمیراند و هر صبح زنده می گرداند.


منبع : ایرانوبدن ما یک مرکز ثبت اسناد است (سبحان الله)
برچسب ها : انسان ,بازخوانی ,معمولا ,زمان ,آموخته ,تواند

فراخوان سراسری نویسا - طرح بازار ایرانی

:: فراخوان سراسری نویسا - طرح بازار ایرانی

 همراهان گرامی؛

هرگونه راهکار و ایده و تئوری مفید درباره تجارت الکترونیک آسان را با یکدیگر به اشتراک بگذاریم.

به زودی اگر خدا بخواهد مدل خاصی از جهان کار و سرمایه را ارائه خواهیم نمود.

فعالان و افراد معمولی و مستعد که مایل به آغاز همکاری هستند لطفا موارد ذیل را مطالعه فرموده و سپس تمایل به همکاری خود را در نظرات همراه با ایده (راهکار) و نظر خود بیان فرمایند.



---==---_____  مرامنامه:  ______---==---


1) سیستم بازار ایرانی اندیشه بنیان هرگز برای نخستین بار نیست که اجراء می شود.

 بلکه برای نخستین بار است که به سبکی کارآمد (با همکاری جامعه دوستان) و خاص اجرا خواهد شد.

- نکته مهم اینکه بوسیله این سبک کاری ما می توانیم از این سبک تبلیغات در سایتها و وبلاگها برای ارائه محصول و یا خدمات پرهیز نماییم.

- امکان تبادل کامل و تایید شده اطلاعات تجاری (مختص پروژه) در فضای داخلی سایت وجود دارد.


2) چندین سال زمان در زمینه بعد فنی این پروژه صرف شده تا بتوانیم به خواست خدا موانع فنی پروژه را رفع نماییم.


3) هیچ گونه محدودیتی در کار نیست.

همه افراد می توانند در همه زمینه ها همکاری نمایند.

تمام درآمدها بر اساس کاری که انجام می گیرد به صورت خودکار توسط خود سیستم محاسبه می گردد.

چیزی که نیاز هست حضور مجازی در یک سایت معمولی جهت انجام فعالیت تجاری است.

برای آغاز همکاری به صورت شش ماهه هیچ قراردادی منعقد نمی گردد بلکه بر اساس قرارداد امضاء شده حق الناس موارد حقوق و دستمزد تا حد کمال رعایت خواهند شد.

در این پروژه بخش ها اداره می شوند اما مدیر ها به سبک سنتی کار نمی کنند.

هر فرد به شخصه مدیر خودش است.

(در دست تکمیل)

منبع : ایرانوفراخوان سراسری نویسا - طرح بازار ایرانی
برچسب ها : همکاری ,پروژه ,برای نخستین ,بازار ایرانی ,آغاز همکاری

شکل دیگری از علم !

:: شکل دیگری از علم !
از برخی مدعیان علم و فلسفه که بپرسی
همه چیز را به نظریه احتمال و شانس و همینجوری یهویی حواله میدهند
اما انگار تازگی ها کمی چرخدنده های مغزشان قفل کرده است
اینکه چطور ممکن است در ابعاد مولکولی چنین مهندسی شگرفی رخ دهد
یک کروموزوم بوسیله یک مهندس میکرونی بازسازی و تقسیم گردد
و یکی از سلول های مغز این نخاله های علم و دانش را تشکیل دهد!
نمی دانند
یعنی نمی توانند بدانند
همانهایی که عمری به ادعای داروین هایشان میمون های بیچاره را آزمایش می کردند
و خود را دانشمند می دانستند
اکنون توان این را ندارند که بدون وجود میکروسکوپ حتی در مورد 
چگونگی وقوع آن
دانش کسب کنند
چه برسد بخواهند بدون ابزار و وسایل حتی یک سلول را تقسیم کامل نمایند
مسلما مغز خودشان هم از همین جنس سلول هاست
که اگر لحظه ای خون بدان نرسد و یا
خونی لخته شود میمیرند
در همان لحظاتی که در خواب خود درگیر مرگ و زندگی هستند
بافت تغذیه کننده مغز به دستور خداوند و با علم لایزال او بافت نورون های مرتبط با
یکدیگر مغز اینها را تغذیه می کند
تا اینها بتوانند ادامه تفکرات خودشان را داشته باشند
اگر سلول چشم که درون آن شیشه (زجاجیه) است
و بیرون آن چربی
و در بافت آن نیز رگهایی تنیده شده با لوله کشی قابل انعطاف
که سلولهای رگهایش نیز با خون خود رگ تغذیه می کنند...
همان یک سلول ابتدایی اکنون بافت مغز را تشکیل داده!
یعنی هم دستوراعمل مغز را دارد هم دستورالعمل چشم و هم معده اسیدی و ضد اسید را

همان سلول می شود این نخاله هایی که اکنون روح ما را می خراشند
و سر و صدا و آزارشان زندگی را از ما سلب کرده است

همان یک سلول می شود بدن انسان
و می شود استخوان های سنگی که بر هم سوار شده اند
می شود غضروفی که رشد می کند
هماهنگ با کل بدن

حالا نمی دانم به کدام پیامبر بزرگوار خدا معتقد نیستند و کدام پیامبر بزرگوارش را
نفی رسالت می کنند

اما می دانم که عقل خودش پیام آور است
آیا این رو هم نفی می کنند؟
اینهمه خداوند در قرآن کریم اینها را نکوهش کرده

اما موضوعی دیگر هم در کار هست
اینها علم را زیر و رو می کنند اما ایمان نمی آورند

اما می دانم که خداوند اراده کرده تا
از نتایج همین کاوشگری های اینها
ما بتوانیم به این ایمان نزدیک تر شویم

به پاس زحماتی که اینها می کشند
اما در گمراهی مانده اند
ای کاش که خداوند به خاطر همین ایمانی که بندگان با ایمان خدا
با این علم ها به آن نزدیک می شوند،
خود اینها هم هدایت شوند
و ما نیز
منبع : ایرانوشکل دیگری از علم !
برچسب ها : اینها ,سلول ,خداوند ,کرده ,بافت ,ایمان ,کدام پیامبر

اینترنت، ابزاری همچون چاقو ! (مهم و مفید)

:: اینترنت، ابزاری همچون چاقو ! (مهم و مفید)

 مسئله در حال حاضر برای همه کشورها و البته سیاست گذاران جهانی و گاهی هم جانی!

مسئله ذهن است

این مسئله عمومیتی سرسام آور دارد

گاهی لذّت را ترویج می دهند

گاهی هم جنگ و مشقّت را

کشورهایی که استکبار یا سلطه ظالمانه برنامه شان است

اما ابزاری که برای اینها کاربرد دارد اطلاعات است

چیزی که می تواند در زمانی کم ذهن های بیشتری را تحریف و ترغیب کند

بترساند

جذب کند

و البته مرتبط و یکپارچه کند

به همراه مدیریتی حرفه ای و هدفمند

البته این کار جدیدی نیست

در دورانهای گذشته هم این برنامه ها

به صورت سنتی برای مردم پیاده می شد

حتی گاهی از سخت افزار استفاده می شود

افرادی با مغزهای کوچک

که در توهم و بیهودگی و بطالت

استادند

اینها هدفشان را چه با گلوله

و چه با اینترنت می طلبند

این تسخیر

برای آنها بهتر از کشتن مردم در طی سالهای طولانی

به آنها مزه داده است

علم اینها از نظر تکنولوژیک هم فقط برای بطالت صرف می شود

مثلا کل دنیا را که به خیال خود در تسخیر اطلاعاتی

و چیرگی اجرایی بدست بگیرند

مشغول فساد های بی خاصیت خود خواهند شد

از وقت گذرانی های مسخره

تا اسراف در هر چیز

اینها علم را هم برای کلاسش دوست دارند

اما از آن برای ایجاد یک جامعه ی بدون روح سوء استفاده می کنند.

چرا؟

چون اینها هدف انسان را نمی شناسند

یعنی محروم شده اند

ایمان برای اینها یک مسئله ی حل نشدنی است

وقتی بچه های خود را به اینترنت می سپارید

این را بدانید که او به دنبال جاذبه می گردد

و جاذبه های اینترنت همیشه همراه با تله هایی گاه شیطانی هستند

تله هایی که گاه یک عمر را به راحتی می خورند

و یک زندگی بزرگ را از هم می پاشند

اینترنت یک چاقوی تیز است

اگر به دنبال سرگرمی و تکنولوژی

و علم برای او هستید

بهترین کار این است که او را با دستانش بهتر آشنا کنید

با خلقتش

به جای اینکه این دستان را به کیبورد و تاچ عادت دهد

آنها را محبت و نوازش و اعتماد به پدر و مادر عادت دهید

سهم یک کودک همیشه یک عمر گذرا

با شکمی سیر و خوابی خوش نیست

سهم یک کودک حق اوست

اینکه عالم را بشناسد

مسجد را واقعا درک کند

همانطور که شما بعد از سالها تازه فلسفه اش را بهتر فهمیده اید

و می گویید اگر همان زمان یک نفر برایم توضیح می داد

اکنون حالم بهتر بود

او را با عصاره ی دانش خود آشنا کنید

فرزندان خود را به محبت آرام کنید

تا نیازی به انگری برد نداشته باشد

طوری که همه پرندگان را مثل اسباب بازی های پرتاب کردنی

برای خراب کردن سنگ ها ببیند!

زندگی خودتان را برایش تفسیر کنید

تا شما را یک سپر بلا یا یک مخزن الاسرار نبیند

او باید آنچه شما از ایمان فهمیده اید را مثل شیر مادر بنوشد

به همان حلاوت

و به همان تکمیلی

او باید همه ی سالهای زندگی شما را در قالب محبتتان دریافت کند

این که شما که هستید را کنار بگذارید

اینکه چه از او می خواهید برای او یک شناخت ایجاد می کند!

اگر حتی فرزندی ندارید

یا مجرد هستید

همین ها را در حق خودتان و روح درونتان انجام دهید

زندگی را پیچیده نکنید

همه این مشکلات اخلاقی و مالی که هست

منشا آنها خود ما هستیم

اگر خودمان مال خودمان باشیم

داشتنی ها را هم می توانیم جذب کنیم

زندگی به همین سادگی است

شاید طولانی و یا شاید کوتاه

اما معمولا یک چیز بارها تکرار می شود

آن چیز با ما خواهد ماند

و سرنوشت ما با همین ها

یعنی اعمال ما می تواند تغییر کند

اینترنت فقط یک ابزار است

آن چشمی که می بیند و آن گوشی که صدایی از آن می شنود

و همان دستی که می کاودش

اینها را باید تربیت کرد

این چاقو تیز است

منبع : ایرانواینترنت، ابزاری همچون چاقو ! (مهم و مفید)
برچسب ها : اینها ,زندگی ,اینترنت ,گاهی ,همین ,اینکه ,آشنا کنید ,برای اینها

داماد کشان یا عروسی آبرومندانه؟

:: داماد کشان یا عروسی آبرومندانه؟

فامیل بودن یعنی چی؟!

خانواده یعنی چه؟!

چیزی جز اینه که قراره توی تیم خانواده همه هوای همو داشته باشن و راه درستو با هم طی کنن؟

آیا جز اینه که خانواده یه عشق ماندگاره؟

آیا جز اینه که بشریت همگی از یه خانواده هستن؟

آیا فامیل و اقوام فقط برای دعوت تو مراسم بریز و بپاش عروسی و خدای نکرده ختم هست؟

یا اینکه قراره همه اعضای خانواده به نوبه خود هوای کل خانواده رو داشته باشن؟

آیا این رسوم موجود که اینطور هم اجراء میشن به درد این خانواده میخورن؟

مثلا بزرگتر خانواده و کوچکتر خانواده چقدر ارتباط موثری توی خانواده دارن؟

چقدر از تجربه بزرگترها استفاده میشه؟

و چقدر به نیازهای کوچکترها توجه میشه؟

سالی یکبار فامیل به بهونه سال نو میرن دید و بازدید هم

اما چه چیزی تغییر میکنه؟

پولدارا حاضرن یه قرون از پولشونو صرف فامیل خودشون کنن؟

آیا حاضرن به هم قرض الحسنه بدن؟

حاضرن دست ضعیف رو بدون چشمداشت و ریا بگیرن؟

چرا اینقدر از مرحله زندگی پرتیم؟

داماد و عروس باید برای سیر شدن شکم فامیل تو روز عروسی عزا بگیرن؟

یا برای بکارگیری سرمایه زندگیشون تو مسیر یه زندگی سالم؟

آیا برای جشن عروسی لازمه اینقدر مراحل با مخلفات و جزئیات برپا بشه؟

نیاز به اینهمه خودنمایی و چشم و هم چشمی هست؟

باید وانمود بشه که اینها از عالم و آدم بی نیازن و ته باکلاسهای عالمن؟

یا حتما باید همه بدونن دوماد خوشتیپه و رو دستش دیگه نیست؟

حتما باید بدونن لباس عروس بی نقص ترین مد و ایده آل ترین لباس موجوده؟

چرا اینقدر سخت گرفتیم؟

عروس باید اینهمه خرج آرایش کنه و داماد هم به خاطر اینکه یه شب هزار تا شب نیست باید این میزان سرمایشو صرف کت و شلوار کنه؟

چه میزان خوشبختی و باطنشون مهمه براتون؟

فقط دست به جیب بودن مهمه؟

اخلاق شب عروسی مهمه یا اخلاق زندگی؟

حالا اگه یه عروس و دامادی نداشتن اینطور بریز و بپاش کنن تو عروسی و خواستن سرمایه اندک شون رو صرف مسائل مهم تر کنن چی؟

اونا تو فامیل طرد بشن؟

اینه رسم زندگی؟

خب اگه با فخر فروشی به فامیل میشه به یه خانواده و فامیل شکم پر و خوش برخورد و راضی رسید آیا با اینها به خوشبختی نهایی انسان هم میشه رسید؟

اصلا اگه پول زیادی دارید بیاید صرف جهیزیه یه عروس دیگه کنید تا اونها هم بدون این بریز و بپاشا برن سر زندگی سادشون.

بیایم یه کاری کنیم که مردم بدونن زندگی با شرافت آسونه.

بیایم اگه ماها هم پولداریم اما خرج عروسیمونو صرف یه همچین کارایی برای مسلمونای نیازمند کنیم.

اونوقت ببینیم زندگی مشترکمون چقدر بیمه میشه؟

دعای چندین خانواده دیگه هم بدرقه راهمون تو زندگی خواهد بود.

فکرشو کنید...

رسم بشه که عروس و داماد به جای جشن شکم برای فامیل  و یه سری جنگولک بازی های غیر صحیح دیگه، بیان کارت پخش کنن بین فامیل و بگن همه فامیل به صرف شیرینی دعوت منزل پدر داماد و پدر عروس دعوت هستند.

به سبب این شادمانی و دور همی یک ثواب بزرگ انجام خواهد شد و جهیزیه دو زوج محترم دیگر به جای ریخت و پاش  های این مراسم در فامیل خودمان تهیه می گردد.

فکرشو کنین خدا به این بنده ها چه پاداشی خواهد پرداخت؟


منبع : ایرانوداماد کشان یا عروسی آبرومندانه؟
برچسب ها : خانواده ,فامیل ,عروس ,عروسی ,زندگی ,داماد ,حتما باید ,عروس باید

یک حرف زیبا و مهم از یک برادر گرامی

:: یک حرف زیبا و مهم از یک برادر گرامی

نقل به مضمون:

حیاء که باشه همه چی باهاش هست

خب راسته که:

حیاء که باشه ایمان هم هست

حیاء که باشه احترام به حقوق دیگران و خانواده هم هست

حیاء که باشه رو حرف حق حرفی نمیزنن

و حیاء هست که انسانیت رو معنا میکنه

خیر ببینه با این حرفش

حیاء که نباشه دیگه چه توقعی هست؟

اما حیاء که بیاد حجاب هم باهاش میاد

وای به روزی که حیاء نداشتن تو یه جمعی هر چند کوچیک عادی بشه

برای داشتن حیاء باید دل درد کشیده ای داشت که ارزش هر چیزی رو بدونه

و...

باید رودی از اشک چشم بر واقعه کربلا سوی دلت جاری سازی

و باید حیاء را از اهلش آموخت

اسلام را باید با حیاء شناخت

تا حیاء نباشد چگونه تسلیم

و چگونه عشق

منبع : ایرانویک حرف زیبا و مهم از یک برادر گرامی
برچسب ها : حیاء ,باشه